ستار ( توضیحات کامل در باب ستار و دستگاه های موسیقی ) یک تحقیق کامل...
سه تار یکی از سازهای اصلی و شاخص در موسیقی ایرانی است که علاوه بر برخوردار بودن از صدای زیبا ، دوست داشتنی و لطیف ، در بیان احساسات هنرمندانه ایرانیان ، از قابلیت های در خور توجه بهره مند است . ازدیگر خصوصیات شایان این ساز ، صمیمیت و همراهی آن است به نحوی که نوازنده را آزار نمیدهد . از این رو زنده یاد استاد ابوالحسن صبا در توصیف این ساز چه زیبا میگوید : « سه تار برای یک نفر کم و برای دو نفر زیاد است » . آنچه در این جمله کوتاه و پر معنا نهفته است ، در واقع عبارت است از حاصل تمام گفته ها و شنیده ها در زمینه سه تار .
سه تار در زمره سازهای زهی مضرابی مقید است . صدای این ساز در اثر برخورد مضراب و ارتعاش سیم ها و تولید بوسیله کاسه ، تشدید می شود . بدنه سه تار از سه قسمت اصلی تشکیل شده است . این سه قسمت به طور اجمالی عبارتند از :
الف – کاسه
ب – دسته
ج – سر ساز یا سر پنجه
الف : کاسه :
در این قسمت ساز صدای تولید شده ، از برخورد مضراب با سیم ها تشدید می گردد و در اثر چنین تشدیدی صدای موسیقی ایجاد میشود . کاسه سه تار( اغلب با استفاده از چوب درخت توت ) و به دو روش ساخته میشود :
روش اول که در گذشته به علت کمبود امکانات صنعتی بیشتر استفاده می شده است ، تراشیدن تنه درخت توت و خالی کردن آن بوده است که سه تار تهیه شده به این طریق را اصطلاحا" یک تکه ، یکپارچه یا کنده ای گویند . در این روش که امکانات صنعتی و کارگاهی کمتری اقتضاء میکند ، سازنده ساز در تهیه کاسه با تحمل زحمت و سختی بیشتری مواجه است . مشکلات این طریق ، گذشته از صرف وقت و نیرو برای کندن (تراشیدن) چوب ، به رعایت هماهنگی قطر کاسه در تمام قسمتها و مسائلی از این دست ارتباط دارد .
روش دوم که امروزه بیشتر استفاده میشود ، ساختن کاسه سه تار از تکه چوبهای بریده شده (ترکه) است که سه تار تهیه شده به این طریق به سه تار ترکه ای معروف است . طبعا تهیه کاسه سه تار به هر کدام از دو شیوه مذکور با مشکلاتی همراه است . در این روش گرچه مشکلاتی چون هماهنگی قطر قسمتهای کاسه بسادگی قابل حل هستند ، با این حال سازنده ساز با مشکلات دیگری از قبیل وصل درست اجزا (ترکه ها) سر و کار دارد.
نقش عمده کاسه ، در سه تار ، تشدید صوت است . تشدید را میتوان به فرایند افزایش و آهنگین شدن ارتعاشات صوتی پدید آمده توسط ابزاری غیر از ابزار مولد صوت تعبیر نمود . این ابزار در سازهای مختلف ، متفاوت است . در سازهایی چون سه تار ، تار و سنتور ، تشدید بوسیله کاسه یا جعبه و در سازهایی مانند نی ، تشدید به وسیله لوله ساز انجام میپذیرد . بدیهی است که در سازهای کوبی یا ضربی مانند تنبک نیز فرایند تشدید وجود دارد اما بواسطه موسیقایی نبودن صوت اینگونه سازها ، آهنگین بودن صوت در آنها مصداق ندارد .
اندازه کاسه : کاسه سه تار در دو اندازه بزرگ و کوچک ساخته میشود .
کاسه سه تار با صفحه چوبی پوشانده می شود . در قسمت پشت کاسه سیم گیر نصب می شود و بر روی صفحه ، خرک قرار میگیرد . در مورد هر کدام از این اجزا توضیح کوتاهی می دهیم :
1 – صفحه :
صفحه بطور افقی بر روی کاسه قرار می گیرد . جنس صفحه هم از چوب درخت توت است .
2 – خرک :
خرک بطور افقی بر روی صفحه قرار می گیرد و سیمها روی آن واقع میشود . طول مفید و قابل استفاده سیم از شیطانک تا خرک است . در واقع بدون وجود خرک ، استفاده از سیمها غیر ممکن میشود زیرا برای امکان به ارتعاش درآمدن سیمها ، لازم است از صفحه فاصله داشته باشند .
3 – سیم گیر :
در قسمتت انتهایی کاسه ، سیم گیر قرار میگیرد و سیمهای سه تار به آن وصل میشوند .
ب : دسته :
دسته سه تار – که معمولا از چوب درخت گردو ساخته میشود – قسمت کاسه ساز را به سر پنجه وصل میکند . دسته یکی از حساس ترین و مهم ترین بخشهای سه تار است . سیمهای سه تار در امتداد دسته کشیده میشوند و بر روی آن پرده ها بسته میشوند . مهمترین کارهای دسته آن است که با قرار گرفتن پنجه روی آن ، تغییرات ملودی ایجاد و نتیجتا ملودی بر سه تار نواخته میشود . طول و قطر دسته : همان گونه که گفته شد کاسه سه تار در دو اندازه کوچک و بزرگ ساخته میشود . طول و قطر دسته ارتباط کامل با اندازه کاسه دارد .
ادامه مطلب
قرار بود بیست آبان ماه نوشتارم در باب استاد غزل ابتهاج را در تارنگار درج کنم ولی با کدامین انگیزه؟
زمانیکه همه به این تارنگار می آیند ولی با آمدنشان برگ از برگ نمی جنبد چه انتظاری از ما برای باز نوشتن دارید؟
زمانیکه درس از چهار سو ما را در کتاب و دفتر می فشرد مگر مریضیم که به خاطر هیچ و پوچ ساعت اینترنتی خدا تومان بخریم و مفتی مفتی نتایج تحقیقاتمان را در اختیار کسانی بگذاریم که هیچکدام اهل خواندن و اندیشیدن در آن نیستند؟
نه عزیزان شما همانهایی نیستید که من یا ما با دلگرمی داشتن دوستانی چون آنها پا به عرصه ی نوشتن و پژوهش نهادیم!
به همین خاطر از شما عاجزانه تقاضا دارم که با نظرات خود موجب دلگرمی ما شوید. همچنین باز هم از کسانیکه توانایی همکاری در تارنگارنویسی را دارند خواهشمندم اعلام حضور کنند و به جمع ما بپیوندند.
شعر کاروان از ابتهاج:
کاروان
دیراست گالیا
در گوش من فسانه دلدادگی مخوان
دیگر ز من ترانه شوریدگی مخواه
دیر است گالیا! به ره افتاد کاروان
عشق من و تو ؟ آه
این هم حکایتی است
اما درین زمانه که درمانده هر کسی
از بهر نان شب
دیگر برای عشق و حکایت کجال نیست
شاد و شکفته در شب جشن تولدت
تو بیست شمع خواهی افروخت تابنک
امشب هزار دختر هم سال تو ولی
خوابیده اند گرسنه و لخت روی خک
زیباست رقص و ناز سرانگشتهای تو
بر پرده های ساز
اما هزار دختر بافنده این زمان
با چرک وخون زخم سرانگشت های شان
جان می کنند در قفس تنگ کارگاه
از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن
پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا
وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست
از خون و زندگانی اسنان گرفته رنگ
در تار و پود هر خط و خالش هزار رنج
در آب و رنگ هر گل و برگش هزار ننگ
اینجا به خک خفته هزار آرزوی پک
اینجا به باد رفته هزار آتش جوان
دست هزار کودک شیرین بی گناه
چشم هزار دختر بیمار ناتوان
دیر است گالیا
هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست
هرچیز رنگ آتش و خون دارد این زمان
هنگامه رهایی لبها ودست هاست
عصیان زندگی ست
در روی من مخند
شیرینی نگاه تو بر من حرام باد
بر من حرام باد ازین پس شراب و عشق
بر من حرام باد تپش های قلب شاد
یاران من به بند
در دخمه های تیره و نمنک باغشاه
در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک
در هر کنار و گوشه این دوزخ سیاه
زود است گالیا
در گوش من فسانه دلداگی مخوان
کنون ز من ترانه شوریدگی مخواه
زود است گالیا ! نرسیده ست کاروان
روزی که بازوان بلورین صبحدم
برداشت تیغ و پرده تاریک شب شکافت
روزی که آفتاب
از هرچه دریچه تافت
روزی که گونه و لب یاران هم نبرد
رنگ نشاط و خنده گم گشته بازیافت
من نیز باز خواهم گردید آن زمان
سوی ترانهها و غزلها و بوسه ها
سوی بهارهای دل انگیز گل فشان
سوی تو
عشق من
درس اخلاق
سلام ، مطلبی که در زیر میخونید، تاریخش واسه قبل از انقلاب ِ ، اما....
" درس اخلاق "
بچه ها سر کلاس بودند. ساعت درس اخلاق بود.
-- بچه ها...اخلاق چیز بسیار خوبیه...هیچ کس آدم بد اخلاق رو دوست نداره...،آدم بداخلاق یعنی آدم بد...آدم خوش اخ...
- آقا از دست این کامران...
- ساکت...کافیه دیگه.چی داشتم میگفتم؟...آها: آدم باید دارای ا خلاق پسندیده باشه...،فواید اخلاق خیلی زیاده...،اونقدر زیاده که نمیشه شمرد...،اگه آدم بد اخلاق باشه خیلی بده...
- چرا آقا؟
- چون که همه بهش میگن بداخلاق. بداخلاقی خیلی بد چیزیه بچه ها...،اینه که هر کسی باید سعی کنه دارای اخلاق حسنه....، یکی از دلایل خوبی اخلاق اینه که جزء برنامه درسی مدارسه...،اگه اخلاق بد چیزی بود که تومدرسه ها درس نمیدادن...، مگه نه بچه ها؟...مگه ممکنه چیز بد هم تو مدرسه ها یاد بدن؟...، بله...اخلاق... چی گفته بودم؟
- گفته بودین خوب چیزیه، آقا.
- بله ...خوب چیزیه...خیلی هم خوب چیزیه....اگه بگید چرا خوب چیزیه؟ باید بهتون بگم: برای اینکه تمام بزرگان و مشاهیر جهان عقیده شون اینه که اخلاق چیز خوبیه...اخ...
- آقا یه چیزی به این فریدون نمیگین؟
- چیه؟چه خبره؟
- آقا پاشو از اون پشت می آره از زیر نیمکت میزنه به ما...
- ساکت...کافیه دیگه... گوش بدید، می خوام از تو کتاب براتون بخونم تا ببینید که اخلاق چه جور چیزیه...
نوشته که :" اخلاق به معنی اعم یعنی رفتار موافق با اصول اجتماعی، احترام به سنن و رعایت قوانین..."
حالا فهمیدید یا نه؟ یعنی شما باید به اصول اجتماعی که وابسته به آن هستید احترام بذارید...، نباید کاری که
مخالف اون اصولی که مورد تایید اکثریت است انجام بدید...باید از محیطی که درش زندگی میکنید یاد بگیرید.
باید از بزرگترهاتون درس بگیرید، باید ببینید اون ها چی کار میکنن...چه جوری رفتار میکنن...شما هم همونجور باشید و همونجور رفتار کنید...، پاشو ببینم عزت...، بگو ببینم : روغن تقلبی درست کردن، دوای فاسد به مردم فروختن چه جور کاریه؟
- خیلی خوب کاریه آقا
- خیلی خوب کاریه؟
- بله آقا...،چون که اینکار موافق با اصول اخلاقیه...،جون که باید به سنتها احترام گذاشت....،چون که نباید بااصولی که مورد تائید اکثریت هست مخالفت کرد....،چون....
- بشین، بشین، این حرفها چیه میزنی؟
- به خدا راس گفتیم آقا...، تو محله ما بقال و دوافروش و دکتر و سبزی فروش همه شون تقلب میکنن،گرون میروشن، جنس فاسد میدن، کره تقلبی درست میکنن...، بابا جونم یه دوستی داره که خیلی آدم پولداریه، بابا جونم میگفتن که بازار سیاه درست کرده، یه شب ما رو خونشون دعوت کرده بودن. همون آقاهه به من میگفت؟"با حسن ِ اخلا ق هر چیزی رو میشه به دست آورد" من وقتی آدم بزرگی شدم حتما خوش اخلاق میشم،چون که می خواهم پولدار بشم.این بابای من خیلی آدم بد اخلاقیه.
- بشین،آدم به پدرش....
- واسه چی نگیم آقا؟...بد اخلاقه، خیلی هم بداخلاقه، چون کرایه خونه رو نمیده...
- بشین سوسن ، ساکت شو... بچه های خوب هیچوقت از اصول اخلاقی تجاوز نمیکنن.
- آقا ما بگیم؟
- بگو.
- عموجان من میگن: دولتی سر همین اخلاقه که همیشه هفتمون گروی هشتمون بوده و هیچوقت دستمون به دهنمون نرسیده....، من باید بد اخلاق باشم....آ
- ساکت...کافیه...،اگه آدم بداخلاق باشه مردم بهش چی میگن؟همه با هم جواب بدین چی میگن؟
- میگن بد اخلاقه.
- حالا دیدید؟...آدم بد اخلاق اگه میلیون ها ثروت هم داشته باشه براش چه فایده ای داره؟
- آقا ما بگیم؟
- بگو
- راحت زندگی میکنه.
- نه خیر...آدم باید وجدانش راحت باشه...همه بزرگان معتقد به اخلاق بودن،.... بچه ها،اخلاق با پول و ثروت هیچ ارتباطی نداره،اگه تاریخ بخونید میبینید کسانی بودن که از گرسنگی مردن ودر عوض نذاشتن که دامن اخلاقشون لکه دار بشه...
- آقا پس اخلاق همچین تحفه ای هم نیست...
- نه،اخلاق چیز بسیار خوبیه، کسی که اخلاق داشته باشه شهامت داره، دروغ نمیگه...، چیزی رو که به نظرش راست باشه بدون ترس میگه...بله....
- آقا ما بگیم؟
- بگو
- دایی ما چیزهایی رو که به نظرش درست می اومد گفت از حزب اخراجش کردن....
- اون مطلب دیگه ایه...من راجع به سیاست حرف نمیزنم، من دارم درس اخلاق می دم ....پاشو ببینم فرید....
دروغ چه جور چیزیه؟
- نمیدونم...
- ما بگیم آقا؟
- بگو.
- خیلی خوب چیزیه آقا، به شرطی که بتونی خوب جا بزنی..، اگه تو خونه دروغ نگیم هر روز کتک می خوریم.
- پس من برای دیوار حرف میزنم؟ مگه نگفتم باید از رفتار بزرگترهاتون درس بگیرید؟ مگه نگفتم که باید مثل بزرگترهاتون باشید....؟
- آقا ما هم همین کار رو میکنیم، خواهرمون به مامانمون دروغ میگه،مامانمون به بابامون دروغ میگه، بابامون به طلبکارهاش دروغ میگه...هر وقت طلبکار میاد در خونه، خود بابام میگه: برین بگین خونه نیست.
- برو بیرون بی تربیت.
- آقا خودتون گفتید آدم نباید دروغ بگه.ما هم راستشو گفتیم...
- بشین ... بچه ها... ،اینو باید بدونین که اخلاق فوق العاده خوب چیزیه...آدم باید سر قولش واسه، اگه به کسی قول داد حتما حتما عمل کنه...
- آقا ما بگیم؟
- بگو.
- بابام میگفت یکی هست که ، حالا اسم اون آقایی که بابام میگفت یادم نیس، آره...، یکی هست که مرتب قول می ده هزینه زندگی رو بیاره پایین و مرتب میزنه زیر قولش...
- بشین....بشین، تو چه کار داری به این کارها؟...آدم نباید تو کاری که به خودش مربوط نیست دخالت کنه....
بچه ها...در دنیا هیچ چیز به خوبی اخلاق نیست، درباره اخلاق اونقدر کتاب نوشته شده که حد و حساب نداره....بزرگان هم گفتن که اخلاق بهترین چیزهاست، شما که دیگه از بزرگها بیشتر نمی دونین؟ اخلاق نه فقط چیز خوبیه، بلکه چیز عالی ییه ...اونقدر خوبه که....خیلی چیز خوبیه .... ، به جون بچه هام خیلی خوب چیزیه....،
- زنگ میخورد و آق معلم عرقش را پاک کرده و نفسی عمیق وراحت می کشد.
منبع: کتاب هفته شماره 46 مهر ماه 1341
ویرایش :رضا(مدیر تارنگار)
درود
خدا را شکر سیستم نظرات بلاگفا درست شده
.مطلب خوبی بود در نوع خودش
.واقعیتی زشت
!ولی در کل زشتیها را در قالب هنر زیبا نشان دادن ارزشمند است و این نوشتار هم به کمال این کار را کرده بود
.کامپیوترم مدتی مشکل داشت بدین سبب مطالبم را تایپ نکردم
.فکر می کردم زمانیکه برگردم زودتر از اینها تارنگار به روز شده باشد ولی
...دیر بود. خواستارم از علی و مهسا نویسندگان تارنگار که در صورت داشت زمان کافی کوشش بیشتری کنند. باز هم از مهسا به خاطر این نوشتار سپاسگزارم. بدلیلی که نمی خواهم این پست ناخوانده بماند مطلبم در باره ی ابتهاج را در روز بیست آبان درج می کنم
.ضمنا کسانیکه درباب مطلب قبلی نظری دارند خواستارم بگویند تا ما دلسرد نشویم.از بینندگان تارنگار عاجزانه خواستارم به خاطر قوت قلب ما بیش از این با نظراتشان همراه شوند
!

