دختر پاکستان
این روزها خبر اول همه روزنامه ها شده همه از او میگویند به راستی او کیست؟
گذری ساده در زندگی وی مرا به دونکته جلب کرد او دارای مادری ایرانی است و پدری که نخست وزیر بود و با کودتا برکنار شد اما همه محبوبیت او از پدرش نیست او پرچم دار دموکراسی و آزادی در پاکستان بود او برای مردم به مردم خدمت می کرد یکی از معدود زنان سیاست مدار شرق بود این همه همه ی ژاندارک پاکستان نبود نه ژاندارک مناسب او نیست ژاندارک دختری خیال باف بود ولی او واقعیت را میدید او دختر پاکستان بود.
آزادی آیین و مذهب
فرد از این حق برخوردار است که قلمرو درونش هر اعتقاد و باوری نسبت به اخلاق و دین و کیش و فلسفه و البته سیاست داشته باشد و هیچ انسانی نباید دیگری را به دلیل داشتن باورهایی متفاوت یا متناقض از نظر اجتماعی و جانی و فیزیکی به خطر اندازد. نکته ی قابل ذکر این است که هیچ کس توانایی خواندن واقعیات باورهای دیگری را در ذهنش ندارد بنابراین مقصود از بیانات یاد شده ابرازهای بیرونی باورهاست.
در ممالکی مانند فرانسه که جامه ای غیر مذهبی بر تن حکومت دارند نه تنها گزینش مذهب آزاد است بلکه آزادی از نظر اجرای مراسم مذهبی نیز برقرار است و هیچگونه منعی برای اجرای مراسم مذهبی در محدوده ی قوانین اجتماعی وجود ندارد. همچنین هیچگونه برتری برای پیروان دینی نسبت به سایر ادیان وجود ندارد. ( از نظر حقوق که برای پیروان در اجتماع از سوی حکومت در نظر گرفته می شود.)
از آنجا که در پست پیشین به گالیله اشاره کردم اینجا هم از قرون وسطی یاد می کنم که گاهی افراد بدلیل داشتن عقایدی بر خلاف عقاید مورد پذیرش کلیسا مجازاتهای سختی می شدند. اما اکنون طبق اعلامیه های صادر شده دین و آیین آزاد است و هرگونه تفتیش عقاید یا به اصطلاح انکیزیسیون ممنوع است. این اعلامیه به صراحت از مسئله ی دگر اندیشی در حوزه آیین و مذهب حمایت می کند.
باید اشاره کرد همان گونه که گفتم آزادی ابراز عقاید و به خصوص اجرای مراسمات آنها در محدوده ی مشخصی است که این محدوده در کشورهای غربی وسیعتر می باشد. صد البته در بسیاری از سرزمینها به خصوص در آسیا و قاره ی افریقا طبق قوانینی که وضع شده در جهت حفظ نظم عمومی و امنیت روحی و جانی شهروندان اجرای مراسم مذهبی اقلیتها باید به گونه ای باشد که احساسات اکثریت را مورد خدشه و بی احترامی قرار ندهد و موجب اعتراض اکثریت و برهم خوردن نظم شهری نشود.مراسم در واقع قابل اجراست زمانی که به باور دیگران به خصوص اکثریت توهین نشود. در واقع باید تربیت متمدنانه ی جوامع در اجرای مراسمات و ابراز عقاید رعایت شود تا در نتیجه به منازعات سیاسی مذهبی بین دگراندیشان کشیده نشود.
از انجا که همه می دانیم و بارها اشاره شده آزادی و برابری حقوق سایر افراد اجتماع از اساسی ترین اصول منشور ملل متحد است که کشورهای عضو سازمان ملل متعهد شده اند که در اجرا و گسترش هرچه بیشتر آن آزادیها و برابریهای بنیادی برای همه ی احاد مردم بکوشند. بیانیه های حقوق بشر سازمان ملل به طور معمول در باب عدم تبعیض به خاطر داشتن عقاید مختلف در باب مذهب و سیاست و آیین و ... است. آن هم دلیل دارد. در بیشتر جوامع از آغاز پیدایش مفاهیمی چون عشق و عرفان و معنویت که سابقه اش از هزاران سال فراتر می رود مذهب یکی از ریشه های مفهوم زندگی برای معتقدان است که اگر به آن بی احترامی و تعرض شود یا کسی به خاطر داشتن آن به سبکی دیگر مورد تبعیض قرار گیرد یا از آن استفاده ی ابزاری شود در جهت رسیدن به منافع سیاسی اقتصادی و یا به ان توهین شود در همان جهت ، در واقع به شخصیت و روح و روان تمام پیروانش اهانت شده در نتیجه آتش خشم آنان برافروخته می شود و در پایان به منازعات و جنگهای خونینی ختم می شود که دیگر نتایج دردناکش را ما همه به اقتضای زندگی در این دوران وحشتناک خوب می دانیم. بنا براین مفهوم آزادی آیین نه تنها به عدالت اجتماعی کمک می کند بلکه به صلح جهانی هم یاری خواهد رساند.
در پست آینده که درج خواهم کرد مواد یکی از اعلامیه های حقوق بشر که در باب مسائل یاد شده در این نوشتار است را عرضه می کنم.
ضمنا با درودی به دوست خوبم امید در پاسخ به او که عقیده داشت من باید این مطالب را زمانی در تارنگار درج کنم که زمینه ی اجرایی آن در مملکت باشد نخست عرض کنم همان گونه که گفتم بحث من کلی است و منظور حقوقی است که مورد قبول است نه مورد اجرا. هر کس رسالتی دارد در قبال آن استعدادی که به او اعطا شده تا در پیشبرد اگاهی خدمتی به جامعه اش کند. بنده ی کوچک هم در بخشی از رسالتی که دارم به این موضوع به این شیوه می پردازم و ترجیح می دهم بدون حاشیه سازیهایی که به سیاست بازی معروف شده اند آگاهیهای مورد نظرم را به مخاطبان تارنگارم بدهم . رسالتی که من برگزیدم این است. کسانی هستند که در اندیشه ی زمینه سازی برای اجرای حقوق یادشده در کوششند. این حقوقی هم که من در این سلسله نوشتارها به انها می پردازم چیزی است که اغلب مورد قبول اعلامیه های حقوق بشری است که در طول زمانهای مختلف صادر شده است. حال این حقوق گاه به شکل قوانین اساسی کشورها در آمده اند چنان که همین ممنوعیت تفتیش عقاید که در سخنهایم سخنش به میان آمد در قانون اساسی جمهوری اسلامی در اصل بیست و سه آمده است: (تفتیش عقاد ممنوع است و هیچکس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد.) حال اجرا یا تلاش برای اجرا شدن این حقوق و قوانین رسالتی است که دیگران در جامعه به عهده دارند. البته از شما دوست عزیز پوزش می خواهم به این سبب که به دلیل کمبود مجال نتوانستم زودتر از این پاسخم را در قسمت نظرات تارنگار ابراز دارم. دلیلش هم همان سخنان کلیشه ای است که گرفتارم و هزار مسئله ی دیگر...دوستان دیگر هم به وبلاگ سر می زنند و من باید به رسم ادب با انها مکاتبه ی اینترنتی داشته باشم و به دلیل کمبود فرصت نمی توان همه ی زمان را به مکاتبه با شما بگذارم. صدالبته بحث من با شما درباره ی آزادیهایی که در دین اسلام وجود دارد و ضرورت یا عدم ضرورت جدایی دین از سیاست بر جای خود باقی و استوار است و ادامه پیدا خواهد کرد.
زمستان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!

آزادی اندیشه
در هر حکومتی با هر موقعیت جغرافیایی که ادعای مردم سالاری دارد و شعار " حکومت مردم بر مردم " را سرلوحه قرار می دهد وجود آزادی های فردی و عمومی از ملزومات جدایی ناپذیر آن جامعه به حساب می آید، به گونه ای که اگر حکومت این اصل را رعایت نکند و آن را از افراد جامعه سلب کند ، وجود "دموکراسی" را به کل نقض کرده است.
یکی از آزادی هایی که در زیر سرفصل آزادی به آن پرداخته می شود "آزادی اندیشه" است. یکی از زیباترین و گرامی ترین حقوق انسانی آزادی ذهن بشر است. آزاد اندیشی باعث می شود که هرکس تفکر آزادی داشته باشد تا با هر مرام و مسلکی و هر باور دینی-مذهبی یا اجتماعی-سیاسی به پروراندن درون و برون خود بپردازد البته به گونه ای که به باورهای دیگر مردم جامعه خدشه و بی احترامی وارد نشود. از این طریق و در غیاب خفقان و با رهایی و آزادی واقعیات و حقایقی را که در نظر دارد بشناسد .
پیشرفت هر جامعه ای وابسته به وجود مردان و زنان آزاد اندیش است. مردمانی که بدون هیچ ریسمانی بر دست و زنجیری بر پا و بدون هیچ قید و بند وابسته به حکومتها و قدرتها به پیشروی در کشف واقعیات بپردازند
منظور از قید و بند همان محدودیتهای غرض ورزانه ای است که بر فرض گالیله با آن مواجه شد. زمانی که علم بیاید ، دیوارهای به غایت بلند تعصب به خرافات بی ریشه در هم شکسته می شود و پرده های ترس بشر از "هیچ ها و پوچ ها" کنار می رود . هیچ هایی که از سوی زورمندانی که وجود زورشان به همین هیچ ها وابسته است در ذهن عامه ی مردم حک شده است. آن گاه است که گرد و غبار از چشمان مردم کنار می رود و مظاهر دروغین علم مطلق در اذهان خرد می شود و تازه تشنگی و عطش آغاز می شود و این مردمان سیراب ناپذیر حاضرند هر بندی را بگسلانند تا در راهی که در آن قدم
نهاده اند "آزاد" پیش بروند.
آزادی اندیشه را در سلسله نوشتارهایی شامل :
-آزادی آیین
-آزادی بیان
-آزادی آموزش
- آزادی اطلاعات
- و آزادی نمایش
مطرح خواهم کرد و سعی بر آن دارم که در نوشتارهای پسین به آنها پرداخته شود.

پا نوشت:
تارنگار بالا شامل مطالبی در حوزه ی ادبیات و سینماست که توسط امیر موسوی و نگار صائن دانشجویان دانشگاه هنر(دراماتیک) نوشته می شود.
پیروز باشند!
تلخ تلخم!
این روزها که می گذرد بسیار درگیرم تا شاید از درون این کاهدانی ( مغز مبارک) جز چرت و پرت کمی هم علم و دانش لانه کند.
به همین خاطر کم و کمتر مجال دارم تا بنویسم.... فکر می کنم مجال نوشتن دیگر برای من پیش نیاید..با خود می اندیشم شاید من هم در این گرداب به اصطلاح جبر مدرنیته و جامعه ی روز گرفتار شده ام و دست و پا زدنهای بیخودی هم فایده ای ندارد...
برای اینکه تارنگار هم به روز باشد داستانکی! از کوییلو و کتاب مکتوب او می آورم...جای اندیشه دارد... ولی نیندیشید چرا که اندیشیدن هم گاهی حرام است!!!!!
نواموزی از پدر نیستروس،کشیش اعظم صومعه اسکتا پرسید:برای رضایت خدا چه باید بکنم؟
پدر نیستروس پاسخ داد:
ابراهیم غریبان را پذیرفت،خدا خشنود بود،
الیاس از بیگانگان خوشش نمی امد،خدا خشنود بود.
داوود به انچه که کرد مغرور بود،خدا خشنودبود،
باجگیر رومی در برابر محراب از انچه می کرد شرمنده بود.
یحیی تعمید دهنده به بیابان رفت،و خدا خشنود بود،
یونس به شهر نینوا رفت ،و خدا خشنود بود. ...
از روح خودت بپرس که چه کار دوست دارد بکند.
وقتی روحت با رویاهایت در توافق باشد،خدا خشنود است.
۲۰۰۸ هم آمد!!! ایران بجنب!



