و این بود زندگی
" میزی برای کار ،
کاری برای تخت ،
تختی برای خواب ،
خوابی برای جان ،
جانی برای مرگ ،
مرگی برای یاد ،
یادی برای سنگ ،
این بود زندگی ."
" حسین پناهی "
شاعر دل پاک و بی ریا:
خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش
مائیم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم
هر پسین
این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟
ای راز
ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین
+ نوشته شده در سه شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۸۶ ساعت 19:17 توسط رضا.ب
|