به نام تک یگانه ی عالم

 

چند روز پیش سالگرد احمد شاملو بود.بزرگ مردی که اگر بین شعر سنتی و نو تفاوتی قائل نشویم لا درنگ در می یابیم که بعد از خواجه ی شیرازی برترین شاعر این مرز و بوم است.به قول رشید اسماعیلی او مردی فراتر از ایست ها و ایسم ها بود.در هر صورت دعوت مرا برای خواندن نقدی درباره ی اشعار شاملو بپذیرید.

شاملو در نخستین دفتر شعرش "آهنگ های فراموش شده" تحت تاثیر شعرای نو پرداز و تغزل سرای معاصر است.شکل اشعار این مجموعه چهار پاره است و محتوای آن،بیان احساسات سطحی و کم عمق و معمولی.وی پس از این مجموعه از طرفی به نیما و شعر او توجه می کند و از طرف دیگر به نوعی تفکر خاص اجتماعی و سیاسی گرایش می یابد و از لحاظ شعری به سوی استقلال می تازد. " آهن و احساس " نمودار گرایش وی به نیما و " قطعنامه " و "23 " نشان دهنده ی استقلال شعری اوست. در مجموعه ی "هوای تازه" شاعر نشان می دهد که شعر واقعی از نظر او نه در گرو قالب خاص و معینی است و نه متکی به وزن یابی وزنی...از همین روست که در هوای تازه بیش از هر چیز تنوع شکل به چشم می خورد و شاملو شعر خود را در هر قالبی ارائه می دهد.هم در قالب مثنوی و چهارپاره و هم در قالب آزاد نیمایی و غیر نیمایی.موفق ترین نمونه های شعر شاملو،که کارهای او را در معیار شعرهای پیشرو عصر ما دارای ارزش و اعتبار کرده است،غالبا آنهایی هستند که در قالب منثور سروده شده است:کارهای بعد از 1340 شاملو.

شاملو در این حرکت از آغاز تجربه ی شعر منثور تا امروز همچنان در حرکت به سوی کمال بوده است و کارهای اخیرش نشان می دهد که روز به روز بر اسرار کلام آگاهی بیشتری حاصل می کند.رسیدن به این مرحله از وقوف بر اسرار کلمه،در زندگی شاملو،دست کم سی سال تجربه ی شعری به دنبال دارد.پشت کار شاملو و استعداد برجسته ی وی سبب شد که او تنها شاعری باشد که شعر منثور را در حدی بسراید که به هنگام خواندن بعضی از اشعارش انسان هیچ گونه کمبودی احساس نکند و با اطمینان خاطر آن را در برابر موفق ترین نمونه های شعر موزون در ادبیات ایران قرار دهد.

زبان شعر شاملو هم چون درختی است که ریشه ی آن در زبان نظم و نثر فارسی دری تا حدود قرن هشتم استوار است، و شاخ و برگ آن در فضای زبان امروز افشان گردیده است.به همین جهت این زبان،شکوه و استواری زبان دیروز و طراوت و تازگی زبان امروز را در خود جمع کرده است.بی گمان راز موفقیت شعرهای سپید شاملو تا حد زیادی مرهون همین زبان است که نه تنها خلاف عادت نیمایی آن، چهره ای شاعرانه به آن می بخشد،بلکه تشدید صفت آهنگینی آن هم ،جای وزن عروضی و نیمایی را در این شعرها پر می کند.

ضمیمه۱:زندگینامه ی احمد شاملو از وبلاگ همکلاسی/ بخش ادبیات

ضمیمه۲:بحثی ممنوع در ذهن/شش سال است که شاملو نیست از ادوار نیوز

ْْْْْْْْْْْْضمیمه۳:اگه سردته بیا کنار آتیش از پگاه

ضمیمه۴:سال شمار زندگی احمد شاملو

ضمیمه۵:شعر پریا از شاملو